تبليغاتX
it.golenarges.com ----> ویدئو - سینما - تلویزیون

نگاهی به سریال های تلویزیونی

با پیدایش و ظهور سینمای دیجیتال ، و سهل و آسان شدن ساخت فیلم ، متاسفانه نه تنها بر کیفیت فیلمهای تلویزیونی و تله فیلمها افزوده نشده، بلکه با افت کیفی و عدم نظارت مواجه شده است ، چراکه مسئولین رسانه ملی بمنظور تامین خوراک شبکه های خود که روزبه روز با توسعه فناوری بر تعداد آنها افزوده می شود، فقط و فقط در فکر پر کردن برنامه های خود و جدول پخش هستند

به همین منظور سعی می نمایند سریالهای صد قسمتی تولید نمایند تا بعد از تولید با دغدغه ای بنام کمبود سریال و یا جدول خالی پخش  مواجه نشوند. که متاسفانه کارگردانان این سریالها و برنامه های تلویزیونی جهت تسریع در کار و رساندن بموقع سریال یا فیلمها به پخش ، کمیت را فدای کیفیت نموده و با دوربین روی دست و مستند گونه ، اقدام به ساخت فیلمهای تلویزیونی می نمایند و با دکوپاژی من درآری که مختص سازندگان اینگونه فیلمها و سریالها می باشد آه از نهاد تماشاگر بیچاره در آورده و اورا که خسته از کار روزمره بخانه برگشته از سر ناچاری وبدون انتخاب ، وادار به دیدن اینگونه سریالها می نمایند

آتنه فقیه نصیریعکسهای سریال پنجره

با قصه ای تکراری و بسیارتلخ که نه تنها با دیدنشان آرامشی به مخاطب دست نمی دهد ، بلکه اورا از خود بیخود می نماید و با غم  و غصه قهرمانان سریالها  شب را به صبح می رساند تازه این پایان کار نیست ، دوستان بمدد رایانه وصرفه جویی در هزینه ها ، صداگذاری فیلمها را به اهل فن نمی سپارند و در بعضی موارد ، خود اقدام به این کار می نمایند که این عدم آشنایی به فن صداگذاری و شناخت رسانه و استفاده نادرست از صدا و موسیقی  و کم و زیاد شدن صدای فیلم و بالا رفتن لول موسیقی ، نه تنها کمکی به جذب مخاطب نمی نماید ، بلکه باعث ایجاد صداهای ناهنجاری شده که بیننده را مجبور می نماید از خیر دیدن اینگونه فیلم ها منصرف شود
 

البته آثار شاخصی هم در گذشته تولید شده که سازندگان آنان با احترام به شعور مخاطب ، و بمنظور رعایت استانداردهای پخش ، چه بسا که برای به سرانجام رسیدن آنها چه خون دلها که نخورده و چه زحمتها که نکشیده اند که این جز عشق بکار و ذات هنر چه چیزی می تواند باشد. ؟  سریالهایی چون امام علی (ع) ، مختار نامه ، سربداران ، یوسف پیامبر ، ولایت عشق و مجموعه کارهای طنز مهران مدیری وغیره

امیدواریم مسئولین رسانه ملی با دلسوزی  ، نظارتی  بیشتر بر ساخت اینگونه فیلمها و سریالها داشته  و برای شعور مخاطب احترام بیشتری قائل باشند

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در دوشنبه سوم بهمن 1390 و ساعت 11:46 |

براي سالروز درگذشت «چارلي چاپلين»

 

برگرفته از سایت خبری تابناک

سي‌وچهارمين سالروز درگذشت «چارلي چاپلين»، كارگردان، فيلم‌نامه‌نويس و بازيگر توانمند سينماي جهان است.

به گزارش ايسنا، «سر چارلز اسپنسر چاپلين» معروف به «چارلي چاپلين» روز شانزدهم آوريل 1889 از والديني هنرمند در لندن به‌دنيا‌ آمد.
وي از بزرگترين كارگردانان، آهنگسازان و بازيگران آثار كمدي در عصر «هاليوود كلاسيك» سينماي آمريكا به شمار مي‌آيد كه اين توانايي را داشت كه درد و رنج را در كنار عشق و انسانيت به تصوير بكشد؛ بدون اين كه بتوان به آن نام فيلم هندي اتلاق كرد.

«چاپلين» به‌راستي از خلاق‌ترين و تأثيرگذارترين شخصيت‌هاي عصر فيلم‌هاي صامت بود كه هم‌زمان با بازيگري در فيلم‌هايش، كارگرداني، تهيه‌كنندگي و ساخت موسيقي آن‌ها را نيز برعهده داشت.

وي 65 سال از عمر 88 ساله‌اش را وقف سينما و دنياي سرگرمي كرد كه شروع آن از سالن ويکتوريا انگلستان به‌عنوان پسربچه‌اي پنج ساله آغاز شد و تا سن 88 سالگي ادامه يافت. يك‌سال پس از مهاجرت همراه خانواده‌اش از انگلستان به آمريكا، «چاپلين» كه به‌واسطه مادرش، علاقه فراواني به بازيگري پيدا كرده بود، براي اولين‌بار در فيلم «در تلاش معاش» بازي كرد كه البته چندان موردقبول مديران كمپاني «كي‌استون» قرار نگرفت.

با اين‌حال آنها تصميم گرفتند فرصت دوباره‌اي به چاپلين جوان بدهند. وي در سن 24 سالگي در دومين فيلم‌اش با نام «مسابقات اتومبيل‌راني كودكان» بازي كرد. سبك خاص راه‌رفتن سنگين او در اين فيلم و همچنين فيلم بعدي‌اش «مخمصه‌ غريب ميبل» سخت موردتوجه تماشاگران قرار گرفت و محبوبيت ويژه‌اي پيدا كرد.

سال 1915 آغاز دوران حرفه‌اي بازيگري «چاپلين» بود كه با عقد قرارداد جديد با استوديوهاي جديد و راه‌اندازي كمپاني فيلم خودش همراه بود. يك سال بعد، «چاپلين» با دريافت دستمزد 670 هزار دلار، طي مدت 18 ماه، 12 فيلم كمدي براي كمپاني «ميوچال فيلم» ساخت كه جزء تأثيرگذارترين فيلم‌هاي كمدي تاريخ سينما محسوب مي‌شوند كه از معروف‌ترين آن‌ها مي‌توان به «خيابان آرام»، «ساعت يك صبح»، «ماجراجو» و «سمساري» اشاره كرد.

تكنيك‌هاي خاص فيلم‌سازي «چارلي چاپلين» تا زمان حيات او براي همه ناشناخته باقي ماند و هرگز درباره آن‌ها صحبتي نمي‌كرد. در سال 1983، شش سال بعد از مرگ چاپلين بود كه يك مستند انگليسي با نام «چاپلين ناشناخته» به بررسي دقيق سكانس‌ها و هنر فيلم‌سازي چاپلين پرداخت.

وسواس بسيار زياد «چاپلين» در اين‌كه بازيگران فيلم‌هايش حتما آن‌چه او درنظر دارد را بازي كنند، از دلايلي بود كه وي در مقايسه با ديگر رقبايش، مدت طولاني‌تري را وقف ساخت فيلم‌هايش مي‌كرد.

در اين سال‌ها، چاپلين برخي از آثار ماندگارش چون «پسربچه» (1920)، «زائر» (1923) و «دوش‌فنگ» (1918) را ساخت. وي به‌واسطه مشغله‌كاري زياد كه هم‌زمان براي استوديو شخصي‌اش و ديگر استوديوها فيلم مي‌ساخت، كم‌تر فرصت پيدا مي‌كرد تا خودش نيز نقشي بازي كند. «زن پاريسي» (1923)، «جويندگان طلا» (1925) و «سيرك» (1928) ازجمله فيلم‌هاي دهه 30 بودند كه چاپلين نقش كوتاهي در آن بازي كرد.

پيش از ورود به عصر فيلم‌هاي ناطق، «چاپلين» در سال 1931 «روشنايي‌هاي شهر» و در سال 1936 نيز «عصر جديد» را ساخت كه به‌راستي از ماندگارترين آثار او هستند.

فيلم‌هاي ناطق و همراه‌با ديالوگ «چارلي چاپلين» با شاهكار معروف‌اش، «ديكتاتور بزرگ» در سال 1940 آغاز شد. هرچند اولين‌باري كه صداي چاپلين را تماشاگران شنيدند، در سكانس پاياني فيلم «عصر جديد» بود كه آواز نامفهومي از چاپلين شنيده مي‌شد.

با وجود شكوفايي دوران فيلم‌هاي ناطق در دهه 30، چاپلين هم‌چنان سينما را يك هنر پانتوميك مي‌دانست و عقيده داشت كه بازي بسيار بيشتر از كلمات و ديالوگ‌ها از سوي تماشاگر درك مي‌شود.

وي با فيلم «لايم‌لايت» در سال 1972 جايزه اسكار بهترين موسيقي را كسب كرد، هرچند چند دهه بعد از ساخت آن بود كه با تأخير حدودا 30 ساله در لس‌آنجلس اكران شد.

«چاپلين» در سال 1929 در دو بخش بهترين بازيگر و بهترين كارگردان كمدي براي فيلم «سيرك» نامزد جوايز اسكار بود، اما برگزاركنندگان جوايز اسكار با خارج‌كردن نام او از فهرست نامزدها، تصميم گرفتند تنها يك اسكار افتخاري به وي اعطا كنند.

اين كمدين بزرگ 42 سال، در سال 1972 دومين جايزه افتخاري اسكار را گرفت و براي اولين‌بار در مراسم حضور يافت. در تاريخ برگزاري اسكار، «چاپلين» ركوردار طولاني‌ترين مدت تشويق ازسوي حضار است كه 5 دقيقه به طول انجاميد.

«چارلي چاپلين» دو فيلم آخرش را در لندن ساخت؛ «سلطاني در نيويورك» در سال 1957 و «كونتسي از هنگ‌كنگ» در سال 1967 كه كارگرداني، نگارش فيلم‌نامه و تهيه‌كنندگي آن‌ها برعهده خود چاپلين بود. فيلم «كونتسي از هنگ‌كنگ» با بازي «مارلون براندو» و «سوفيا لورن»، آخرين حضور چاپلين در عرصه سينما بود.

«چاپلين» پس از خداحافظي از بازيگري، بين سال‌هاي 1969 تا 1976، موسيقي فيلم‌هاي صامتش را مي‌ساخت و آنها را دوباره عرضه مي‌كرد. وي روز چهارم مارس 1975 به‌جهت سال‌ها خدمت هنري به جامعه انگلستان از سوي ملكه اليزابت دوم به مقام شواليه رسيد و لقب «سر» را دريافت كرد.

سلامت جسماني چاپلين تقريبا پس از پايان ساخت فيلم «كونتسي از هنگ‌كنگ» و به‌طور شديدتر پس از دريافت جايزه اسكار در سال 1972 روبه وخامت گذاشت. از سال 1977 بود كه او بر روي «ويلچر» مي‌نشست و سرانجام روز 25 دسامبر 1977 در سن 88 سالگي درگذشت.

وي طي چند دهه فعاليت سينمايي موفق به كسب جوايز متعددي چون جايزه اسكار بهترين موسيقي براي «لايم‌لايت» در سال 1973، جايزه اسكار افتخاري در سال 1972، نامزد اسكار بهترين فيلم‌نامه در سال 1948 براي «آقاي وردو»، نامزد اسكار بهترين بازيگر مرد و بهترين فيلم‌نامه در سال 1941 براي «ديكتاتور بزرگ»، جايزه اسكار افتخاري در سال 1929 براي فيلم «سيرك»، جايزه افتخاري از انجمن كارگردانان آمريكا، جايزه ربان نقره‌اي بهترين فيلم خارجي از انجمن روزنامه‌نگاران فيلم ايتاليا در سال 1953 براي «لايم‌لايت»، جايزه شير طلاي افتخاري ونيز در سال 1972شد.

از مهمترين آثار كارنامه فيلم‌سازي چارلي چاپلين مي‌توان از «ولگرد»،‌ «شغل»، «بانک»، «مامور آتش‌نشاني»، «خيابان آرام»، «زندگي سگي»، «دوش‌فنگ»، «پسربچه»، «زائر»، «زن پاريسي»، «جويندگان طلا»، «سيرک»، «روشنايي‌هاي شهر»، «عصر جديد»، «ديکتاتور بزرگ»، «موسيو وردو»، «لايم‌لايت»، «سلطاني در نيويورک»، «کنتسي از هنگ‌کنگ»، «خانه‌به‌دوش»، «پروفسور» و «طبقه مرفه» نام برد.

در ماه ژوئن امسال بود كه يك دست‌نوشته كمياب متعلق به «چارلي چاپلين» كه اولين تلاش‌هاي اين نابغه سينماي كمدي به سمت فيلم‌هاي ديالوگ‌دار را نشان مي‌دهد، كشف شد.

در رونمايي از آرشيو خانوادگي «چارلي چاپلين»، يك متن 50 صفحه‌اي دست‌نويس كشف شد كه نشانه اولين تلاش‌هاي اين چهره نامدار سينما براي ورود به دنياي فيلم‌هاي ديالوگ‌دار است. اين متن دست‌نوشته اثري طنز درباره كولونيزم است كه برگرفته از سفر «چاپلين» به جزيره بالي اندونزي در سال 1932 است.

وي قصد داشت فيلمي با نام «بالي» بسازد كه در صورت تحقق اولين فيلم او مي‌بود كه همراه با ديالوگ بود، اما سرنوشت اينگونه رقم خورد كه فيلم «ديكتاتور بزرگ» در سال 1940 كه از شاهكارهاي چاپلين است اين عنوان را در اختيار بگيرد.
منبع: سایت خبری تابناک http://www.tabnak.ir
+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در شنبه سوم دی 1390 و ساعت 13:50 |

                                                 کارگردانی فیلم

کارگردان،مغز متفکر یک فیلم یا یک اثر هنری است . چرا که بایستی بتواند  یک فیلمنامه را که عبارت است از شخصیت و ماجرا   و متشکل از گفتگو، توصیف و تصاویر است وبر روی کاغذ به نگارش در آمده است و پیرنگی برای یک فیلم است با برنامه ریزی ، دکوپاژ ، انتخاب عوامل و رهبری گروه  با خلاقیت و ذوق هنری خود  به فیلمی باور پذیر برگرداند.

کارگردانی ، یک فیلم فقط  نظارت بر مصور کردن یک فیلمنامه نیست، بلکه یک کارگردان خلاق با درک درست فیلمنامه که نقشه و پیرنگی ابتدایی برای تولید یک فیلم یا اثر هنری است با تمرکز خود بر روی فیلمنامه و آنالیز کردن تک تک شخصیت های فیلمنامه و مشورت و گفتگو با نویسنده اثر بمنظور  شناخت  بهترشخصیت های فیلم ، و با تخیل در ذهن خود بمنظور باور پذیری آنها  برای مخاطب، فیلم را ساخته شده می پندارد و با دکوپاژی ذهنی شخصیت ها و کاراکترهای فیلم را ، همانطور که در فیلمنامه توصیف شده است کنار هم قرار می دهد و عمل و عکس العمل آنان را مورد بررسی قرار می دهد و با ذهنی باز و آینده نگر فیلم را همانگونه که قرار است ساخته شود ،  در ذهن خود مرور می کند و اگر باورشان برای او قابل قبول باشد شروع به دکوپاژ فیلم می کند. 

کارگردان خلاق با دکوپاژ حساب شده ، بایستی برای تک تک صحنه ها ، کادر بندی ها و میزانسن های کار خود دلیل و منطقی خاص داشته باشد و با چیدمان درست و با بهره گیری از نور ، رنگ ، بازیگر ، تدوین ، حرکت و زاویه دوربین  و قاب بندی مناسب  پیامی خاص به بیننده  منتقل نماید.

کارگردان بایستی با فیلم خود ، حس همذات پنداری در فیلم پدید آورد و در انتخاب کاراکترها دقت نماید که با نقش ها همخوانی داشته باشند و با هدایت خود نقش های باور پذیری خلق نماید و به کاراکتر ها اجازه ندهد در حس و حال رول ها و نقش های قبلی خود فرو روند .

او  با در نظر گرفتن فیزیک بدنی بازیگر ، توانایی کاراکتر در ارائه نقش ، حرکات و رفتار های روحی و روانی او بر اساس نقشی که در فیلمنامه وجود دارد  اقدام به انتخاب بازیگر می نماید.

یک کارگردان حرفه ای ، با درک تصویر و شناخت و دید  بصری و زیبایی شناسی عناصر تشکیل دهنده فیلم ،  سعی در انتقال آگاهانه پیام  خود را دارد ، بنابر این با ظرافت ، دقت و وسواس خاص خود اقدام به ساخت فیلم می نماید  و برای این کار بهترین عوامل را که در صنف خود سر آمد دیگران هستند انتخاب و به کار می گیرد و همه در راستای اهداف  کارگردان ودر جهت اجرای افکار و ایده های او بکار گرفته می شوند.

با نگاهی به تاریخ سینما ، و با مرور آثار شاخص آن ، براحتی در می یابیم که اکثر کارگردانان مطرح که دارای فیلمهای شاخصی هستند از قبل با هنرهای دیگر آشنایی کاملی داشته و با تلفیق دیگر هنرها با هنر هفتم به درک درستی از هنر سینما رسیده و ایده ها و افکار درونی خویش را باالمانهای خاصی که ابداع نموده اند در قالب فیلم به مخاطب ارائه کرده اند .

سرگئی آیزنشتاین از قبل یک آرشیتکت بود با ورود به سینما  ، علاوه بر تحول در تدوین فیلم ، در زمینه طراحی صحنه فیلمهای خود و کادر بندی های زیبا به درک درستی از تصویر رسید .

او با استفاده از همه عناصر فضایی و با دقت و هوشیاری ، جان بخشیدن به اشیا ء بی جان با کادر بندی و ریتم مناسب در تدوین در مجسمه شیرهای بی جان و با برش های منطقی و با انتخای زوایای درست و دید بصری ، و بیان احساسات جمعی آثار خارق العاده ای را مانند رزمناو پوتمکین ، ایوان مخوف ، اکتبر، کهنه و نو را بوجود آورد که با گذشت زمان هنوز هم جزء آثار خاص تاریخ سینما محسوب و به یادگار مانده اند.

داوژنکو دیگر فیلم ساز روسی که سبکی در سینمای شاعرانه به نام خود ابداع و بوجود آورد قبل از کارگردانی یک طراح و گرافیست بود.

ژرژ ملیس فیلمساز ابتدایی تاریخ سینما در ابتدا یک شعبده باز بود که برای اجرای ایده های ابتدایی خود سینما را بهترین وسیله ای یافت که تا آن زمان اختراع شده بود.

این که گفته می شود کارگردان ، مغز متفکر یک فیلم است ، سخن گذاف و بیهوده ای نیست ، چرا که ممکن است همه در برگردان محتوای یک اثر معروف مانند یک رمان به فیلم  به اثر ابتدایی وفادار باشند و کمتر در داستان دخل و تصرف نمایند ، اما به سختی می توان در فرم و قالب  آنها نقاط مشترکی یافت

یکی مثل جان فورد در کادر بندی های آثار خود و در فیلمهای وسترن نیمی از کادر را به آسمان اختصاص می دهد و کوچکی کاراکتر ها را در برابر طبیعت بی جان  به رخ می کشد ،

کارگردان دیگری مانند ژان رنوار از شکستن و خرد کردن صحنه دوری کرده و با نماهای طولانی و حرکت متحرک دوربین فضا را تعریف کرده و به کشف راز ها می پردازد و سبکی برای خود ابداع می کند که از نظر زیبایی شناسی ، نکات مهمی درآن نماها و صحنه ها قابل تعمل است.

نتیجه کلی آن است که یک کارگردان بعنوان مغز متفکر یک فیلم حرف آخر را می زند و اوست که رهبری گروه را بر عهده دارد و همه عوامل تابع او هستند و کسی حق دخالت در کار اورا بعنوان مالک هنری یک فیلم ندارد.

 

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در چهارشنبه نهم آذر 1390 و ساعت 12:32 |

                         فیلمنامه ، پایه و اساس یک فیلم

طرح و نقشه ، اولین چیزی است که برای ساخت یک بنا یا ساختمان لازم و ضروری است که توسط یک طراح یا معمار کشیده می شود و بدون این طرح اولیه هیچ بنایی به سر انجام نمی رسد و همه جهت انجام کار تابع آن هستند .

شش‌ ویژگی‌ فیلمنامه‌نویسان‌ موفق‌

فیلمنامه هم برای یک فیلم حکم طرح و نقشه یک ساختمان را دارد که اگر وجود نداشته باشد ، فیلمی ساخته نخواهد شد و بقول آلفرد هیچکاک کارگردان نامی تاریخ سینما ، یک فیلم خوب یاید دارای سه شرط باشد ، فیلمنامه خوب داشته باشد ، فیلمنامه خوب داشته باشد و فیلمنامه خوب داشته باشد.

براستی منظور استاد سینما آلفرد هیچکاک از فیلمنامه خوب ، فیلمنامه خوب و فیلمنامه خوب چیست ؟

یک فیلم خوب مرهون یک فیلمنامه قوی است . فیلمنامه ای که حاصل ماهها و یا سالها زحمات و یا    بی خوابی های یک نویسنده خلاق است که با فکر وتفکر ، تخیل و واقعیت را در هم آمیخته و طرح و نقشه یک اثر هنری بنام فیلمنامه را  بر روی کاغذ خلق کرده است . پیرنگی که برگرفته از واقعیت های زندگی روزمره انسانهاست . طرح و نقشه ای است جامع و کامل که یک کارگردان با ذوق ، با مطالعه آن و با درک تصویر سازی های سناریست و نویسنده اثر ، در جهت اجرا و متحرک سازی تصاویر خیالی و نزدیکی به واقعیت اقدام می نماید. بنابر این اگر یک فیلم بعد از ساخت به اثری ماندگار تبدیل شود شکی نیست که این فیلم از فیلمنامه ای قوی و یک دست برخوردار بوده است که توسط نویسنده ای توانا و صاحب سبک به نگارش درآمده است.

متاسفانه امروزه ودر سینمای ما موفقیت و سنجش یک فیلم را نه فیلمنامه خوب آن ، بلکه عوامل دیگری نظیر کاراکترها و ستارگان آن می دانند و اگر یک فیلم با اقبال عمومی مواجه شود و به فروش میلیاردی دست پیدا کند ، نقش فیلمنامه خوب آنرا و تلاشهای خلاقانه نویسنده را نادیده گرفته و اورا در این موفقیت دخیل نمی دانند . چیزی که با روند کنونی باعث افت کیفی فیلمنامه ها شده و انگیزه ای برای وارد شدن نویسندگان جوان وخلاق در این عرصه را به همراه ندارد و تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد سینمای ما از مشکل فیلمنامه های خوب رنج می برد .

اخیرا از سوی بعضی از تهیه کنندگان سینمای ایران نظیر (حبیب اسماعیلی ) بحث پرداخت درصدی از فروش فیلمها به نویسنده فیلمنامه ها مطرح شده که امیدواریم این شروعی باشد برای مطرح کردن این پیشنهاد خوب که با اجرایی کردن آن انشاء الله در آینده نزدیک شاهد ارتقاء کیفی فیلمنامه ها و کیفیت سینمای ایران باشیم.

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در شنبه شانزدهم مهر 1390 و ساعت 10:55 |

                                           زاویه دید در سینما

سینما این هنر جادویی قرن ، در ابتدای پیدایش ، بمثابه چشم انسان و با دیدی بی طرفانه ، پا به عرصه ظهور نهاد و تنها نظاره گری بود که به ثبت و ضبط قسمتی از رویدادهای واقعی که برای مردم آن دوره جذاب بود همت گمارد و بدون دخل و تصرف در حوادث واقعی، تنها قسمتی از آنها را بتصویر می کشید.

برادران لومیر که از نخستین بانیان این صنعت نوپا بودند ، بدون دخل و تصرف در زمان و مکان و با دیدی بی طرفانه ، فقط به ضبط تصاویر  زندگی  روزمره مردم می پرداختند که برای اولین بار در آن زمان از جذابیت خاصی بر خوردار بودند.                                                                                                                                           پرونده:Fratelli Lumiere.jpg

در این آثار ، معموالا زاویه دوربین آی لول و هم سطح چشم بود و این سوژه بود که از تحرک و پویایی  خاصی برخوردار بود و تماشاچی را با خود همراه می ساخت . مانند ورود قطار به ایستگاه ، که در سینمای ابتدائی ، کل رویداد در کادری ثابت قاب بندی شده بود و دوربین مانند چشمی نظاره گر ، آنرا   در یک برداشت مستند گونه ثبت و ضبط کرده است .

با گذر زمان و عادی شدن ثبت و ضبط زندگی روز مره مردم در قالب فیلم های مستند ، بانیان هنر هفتم با درک درست ، تخیل را وارد سینما کردند و در پی بیان تصویری  آمال و آرزوهای دست نیافتنی آدم ها ، سینمای تخیلی و داستانی را بوجود آوردند و بر جذابیت آن افزودند.

ابتدا بر آن شدند تا نمایش های یک یا چند پرده ای را که از جذابیت خاصی برخوردار بودند  بصورت فیلم ضبط  نمایند .  نمایش ها یی با حرکت درونی و میزانسنی تئاتری ، که  در ابتدا برای تماشاگر آن زمان از گیرایی خاصی برخوردار بودند ،  اما در واقع دوربین هم بعنوان یک چشم نظاره گر و از یک منظر و یک  زاویه که قبلا تماشاگر می نشست به ثبت و ضبط کل رویداد می پرداخت.

این فیلم ها هرچند جنبه تئاتری داشتند ، اما تا حدودی توانستند با چاشنی تخیل و بوجود آوردن و باز آفرینی صحنه هایی که در تئاتر نا ممکن بود راه را برای تولد سینمای تخیلی و داستانی باز نمایند .

فیلم های ژرژ ملیس مانند سفر به ماه ، آلیس در سرزمین عجایب و... نمونه بارز و عینی آن هستند.

 سینما ، این هنر نو پا  با شناخت و آگاهی از قدرت بیانی اش به عنوان یک رسانه پویا و تاثیر گذار هنر هفتم نام گرفت و متولیان اولیه آن مانند : ادیسون ، ژژژ ملیس ، ادوین اسپورتر ، گریفیث ، آلبرت اسمیت ،  ایزنشتاین ، کولوشف ، پدوفکین ، و ... جهت بیان افکار ذهنی خود و تاثیر بر مخاطب ، آنرا بهترین وسیله ای یافتند که تاکنون اختراع شده بود.

  به همت  این پیشگامان ، بر جذابیت فیلمها افزوده شد و ایده ها و نو آوری هایی برای نخستین بار مورد استفاده قرار گرفت  که با این فن آوریها ، سینما ازحالت  تئاتری فاصله گرفت  که در این خصوص می توان به ابداع دکوپاژ و تقطیع نماها  با حفظ تداوم و برش در حرکت ، مونتاژ موازی ،  استفاده از زوایای دید  و دید بازیگر ، رعایت خط فرضی ، نزدیکی به کاراکتر و استفاده از نمای بسته یا کلوزآپ ،  و ... اشاره نمود  که این تکنیک ها به کمک تجهیزات دیگر ، باعث تحولی نوین در صنعت سینما شدند  چرا که دیگر همچون تئاتر در درون قاب ، حرکت درونی مطرح نبود ، بلکه با کمک تدوین ، هنرمند می توانست در زمان و مکان دخل و تصرف نماید و ریتم و تمپو و ضرباهنگ  نماها را بر اساس داستان فیلم کاهش یا افزایش دهد.

 img/daneshnameh_up/d/d3/mainhiscinema.jpg

سینما بر خلاف تئاتر با جذابیت خاص خود ،  با وام گیری از هنر تئاتر و دیگر هنرهای شش گانه همواره با تحرک همراه بوده است . تحرک  و  نو آوری در میزانسن ،  بکار گیری ابزارهای جدید و از همه مهمتر شناخت دوربین  بعنوان چشمی متحرک و با میزانسن  خاص خود که حرکت  و تحرک جزء جدایی ناپذیر آن است ، معماری در حرکت را بوجود آورده است .

انسان امروزی ، بر خلاف دیگر هنرها ،  سینما را نه بعنوان سر گرمی، بلکه جزئی از زندگی روزمره خود می داند .

 چرا که هنر هفتم ، این قدرت را یافته است  تا به مدد لنزها و تلفیق آنها از لحاظ احساسی وارد درونیات کاراکتر ها و شخصیت آنان شود و تماشاچی را در افکارشان شریک نماید و این قرابت و نزدیکی باعث شده  تا شخصیت  آنها برای بیننده قابل قبول باشد و احساس همدردی تماشاچی رابر انگیزد.

یکی از  مهمترین جذابیت های سینما برای انسان امروزی ، مرور زندگی و یا به عبارتی برشی از زندگی قهرمانان انسانهاست ، اسطوره هایی که آدم ها با سینما به شناخت آنها می رسند و بر خلاف قهرمانان نمایشهای تراژدی با آنان احساس همدردی و همذات پنداری می کنند.

هنرمند و کارگردان خلاق و با استعداد سینما ، با انتخاب  قصه ای جذاب با محتوای بکر و روحی انسانی ، با ساختاری هنرمندانه با تقطیع نماها بر اساس قصه فیلم فراتر از تماشاگر اثرش ، همه چیز را پیش بینی کرده و سعی در بوجود آوردن اثری فاخر می نماید و این بستگی به توانایی او در شناخت تماشاچی اثرش دارد.

امروزه ، و با توجه به پیشرفت تکنولوژی ، سینما این عجوبه و آیینه جادویی قرن ، با تکنیک های منحصر بفرد اش توانسته است در بین هنر های دیگر جای پایی برای خود باز نماید و هر روز که می گذرد ، با ابداعات دیگر ، بر جذابیت هایش افزوده می شود ، چرا که از لحاظ احساسی ، تنها هنری است  که با برشی از زندگی انسانها ، می تواند احساسات آنها را بر انگیزد و واقعیت ها و راز های کشف نشده آنان را با ساختاری هنری در جلو دیدگانشان بنمایش بگذارد ، چیزی که هنرهای دیگر به تنهایی از بیان آن عاجزند.  

               (این مطلب با نام نویسنده در بخش آموزش سینما فردا  هم قابل دسترسی می باشد.)

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در شنبه پنجم شهریور 1390 و ساعت 10:36 |

                 تدوین مستند روی خط مرز به پایان رسید

این مستند تلویزیونی که به بررسی موانع و مشکلات بازارچه های مرزی ایران با عراق می پردازد ،  ماه گذشته تصویر برداری آن در استانهای آذربایجان غربی و کردستان آغاز شد که بلافاصله بعد از پایان تصویر برداری و برگشت اکیپ تصویر برداری ، مراحل تدوین آن توسط علی کاظم نادری آغاز و در پنج قسمت مستقل آماده و تحویل تهیه کننده آن ، روابط عمومی سازمان توسعه تجارت ایران گردید .

قرار است، تصویر برداری قسمت های باقی مانده در استانهای کرمانشاه ، ایلام و خوزستان ، بعد از ماه مبارک رمضان ، از سر گرفته شود.

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در شنبه بیست و دوم مرداد 1390 و ساعت 11:22 |
                تصویر برداری  مستند  روی خط مرز آغاز شد.

این فیلم مستند که به معرفی بازارچه های مرزی ایران با عراق می پردازد در روز یازدهم تیرماه تصویر برداری اولین بخش آن در آذر بایجان غربی آغاز و  تا بیست و دوم تیرماه   با  ضبط ۶۰۰ دقیقه راش بخش  دوم آن در استان کردستان به پایان رسید  و این بخش ها وارد مراحل میکس و مونتاژ گردید. 

  قرار است  تصویر برداری بخش های باقیمانده  بعد از ماه مبارک رمضان در استانهای کرمانشاه - ایلام و خوزستان ادامه یابد.

   عوامل تولید این مستند بشرح ذیل می باشند:

۱- علی کاظم   نادری                کارگردان - مدیرتصویر برداری و مجری طزح

۲- احمد افراسیابی                 گزارشگر و هماهنگ کننده تولید

۳-علی اکبر آقجه لو                کارشناس و مشاور طرح

۴-سلمان رضایی                   کارشناس و مشاور طرح

 

                                           (ثبت خبر  ارومیه)

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در شنبه یازدهم تیر 1390 و ساعت 20:0 |

                                            سیر تحول  تاریخ سینما

تدوین دیجیتالی در فیلمهای سینمایی

سینما، زمانی در مسیر تکامل هنری قرار گرفت که با هنر تدوین عجین شد . چرا که فیلم های اولیه تاریخ

سینما که از هنر تدوین بی بهره بودند را نمی توان آثارهنری و شاخصی برشمرد ، بلکه فقط از جنبه ثبت و ضبط یک رویداد روزمره  و مستند گونه قابل نقد و بررسی هستند.

این فیلم ها ، از لحاظ  نمایشی و بطور کلی از جنبه میزانسن ، تقلید هایی از تئاتر بشمار می آیند و تنها وجه مشترکشان با عکاسی ، تصویر متحرک آنان است .

در ابتدای اختراع سینما ی اولیه ، دیدن تصاویر زنده از وقایع روز مره برای مردم به قدر کافی هیجان انگیز بود و لذت آن تقریبا مختص موضوع آن بود که رفته رفته با عادی شدن آن می رفت تا از جذابیت آن کاسته شود که تدوین اولیه ابداع  و آن را به هنر تبدیل نمود و به سطح کیفی ارتقاء داد

آثاری چون تولد یک ملت ، رزمناو پوتمکین ، بخصوص در سکانس پلکان اودسا  ، اکتبر ، سرقت بزرگ قطار، زندگی یک آتش نشان  و...از جمله آثاری هستند که با هنر تدوین تا به امروز ماندگار شده اند.

.سینما رفته رفته ، این قدرت را یافت تا به مدد اختراع لنزها و تلفیق آنها از لحاظ احساسی وارد درونیات کاراکتر ها و شخصیت آنان شود و تماشاچی را در افکارشان شریک نماید و این قرابت و نزدیکی باعث شد تا شخصیت  آنها برای بیننده قابل قبول باشد و احساس همدردی تماشاچی رابر انگیزد.

 این هنر نو پا  با شناخت و آگاهی از قدرت بیانی اش به عنوان یک رسانه پویا و تاثیر گذار هنر هفتم نام گرفت و متولیان اولیه آن مانند : ادیسون ، ژژژ ملیس ، ادوین اسپورتر ، گریفیث ، آلبرت اسمیت ،  ایزنشتاین ، کولوشف ، پدوفکین ، و ... جهت بیان افکار ذهنی خود و تاثیر بر مخاطب ، آنرا بهترین    وسیله ای یافتند که تاکنون اختراع شده بود.

با  گذشت زمان  به همت این پیشگامان ، بر جذابیت فیلمها افزوده شد و ایده ها و نو آوری هایی برای نخستین بار مورد استفاده قرار گرفت  که با این فن آوریها ، سینما ازحالت  تئاتری فاصله گرفت  که در این خصوص می توان به ابداع دکوپاژ و تقطیع نماها  با حفظ تداوم و برش در حرکت ، مونتاژ موازی ،  استفاده از زوایای دید  و دید یازیگر ، رعایت خط فرضی ، نزدیکی به کاراکتر و استفاده از نمای بسته یا کلوزآپ ،  و ... اشاره نمود  که این تکنیک ها به کمک تجهیزات دیگر مجموعا باعث تحولی نوین در صنعت سینما شدند  چرا که دیگر همچون تئاتر در درون قاب ، حرکت درونی مطرح نبود ، بلکه با کمک تدوین ، هنرمند می توانست در زمان و مکان دخل و تصرف نماید و ریتم و تمپو و ضرباهنگ  نماها را بر اساس داستان فیلم کاهش یا افزایش دهد.

امروزه ، و با توجه به پیشرفت تکنولوژی ، سینما این عجوبه و آیینه جادوئی قرن ، با تکنیک های منحصر بفرد اش توانسته است در بین هنر های دیگر و با وام گیری از بیشتر آنها جای پایی برای خود باز نماید و هر روز که می گذرد ، با ابداعات دیگر ، بر جذابیت هایش افزوده می شود ، چرا که از لحاظ احساسی ، تنها هنری است  که با برشی از زندگی انسانها ، می تواند احساسات آنها را بر انگیزد و واقعیت ها و راز های کشف نشده آنان را با ساختاری هنری در جلو دیدگانشان بنمایش بگذارد ، چیزی که هنرهای دیگر به تنهایی از بیان آن عاجزند.  

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در سه شنبه دهم خرداد 1390 و ساعت 13:43 |

                         خدمات  آلبرت اسمیت  به هنر سینما

در سال 1900 گروهی از عکاسان انگلیسی در شهر برایتون انجمنی را تشکیل دادند تا از تجربیات عکاسی خود در زمینه سینما استفاده کنند .

اعضای این مکتب در جستجوی شیوه نوین و جدیدی برای کاربرد دوربین فیلمبرداری بودند و بر استفاده از تجربیات عکاسی خود در زمینه فیلمسازی تاکید داشتند .

img/daneshnameh_up/d/d3/mainhiscinema.jpg

فعالیت این گروه از فیلمسازان انگلیسی به مدت پنج سال  یعنی از سال (1905-1900) باعث ابداع روش های نوینی در هنر تدوین و فیلمسازی گردید و افرادی نظیر آلبرت اسمیت بسیاری از تکنیک های هنر سینما و تدوین را بنام خود برای نخستین بار در تاریخ سینما به ثبت رساندند.

خیلی از تاریخ نگاران سر شناس اروپایی نظیر ژرژ سادوس با دیگر همکاران خود بر سر اینکه هنر تدوین ابتدادر فیلمهای چه کشوری  ،  انگلیس یا آمریکا ، استفاده شد اختلاف نظر دارند، اما ژرژ سادوس معتقد است که فیلمسازان انگلیسی مکتب برایتون در این خصوص پیش گام اند و خیلی از تاریخ نگاران سینما بر این باورند که اسپورتر  بعضی از تکنیک های تدوین را از فیلمهای مکتب برایتون نظیر چون آتش  ساخته جیمز ویلیامسون و بدبیاری مری جین ساخته آلبرت اسمیت تقلید کرده است.

پیشگامان اولیه  سینما در انگلستان ، دوتن  با نام های  رابرت ویلیام پل ( ابزار ساز و صنعتگر) و بیرت

ایکرز(عکاس حرفه ای ) هستند که در سال 1895 موفق شدند با اقتباس از کینه توسکوپ ادیسون ، دوربین فیلمبرداری بسازند .

بیرت ایکرز در سال 1895فیلم مستند خبری  مسابقه اسب دوانی در داربی  را فیلمبرداری کرد که در واقع نخستین فیلم تاریخ سینمای انگلستان محسوب می شود.

دیگر آثار بیرت ، عبارتند از : مسابقه قایق سواری بین آکسفورت و کمبریج و دریای طوفانی در دور.

روبرت ویلیام پل در سال 1896 که آثار لومیر در لندن به نمایش عمومی در آمد ، پس از جدا شدن از ایکرز- به سبب اختلاف بر سر امتیاز ثبت اختراعشان – موفق شد یک دستگاه نمایش فیلم را مستقلا بسازد .

او در این سال در( دربی) فیلم مستندی از مسابقات اسب دوانی ، در همان جایی که ایکرز یک سال پیش از همین موضوع فیلمبرداری کرده بود ، ساخت و تهیه فیلمهای خبری و مستند های وقایع روز را تا سال 1898 ادامه داد و آنگاه به ساخت فیلمهای داستانی روی آورد.

بیرت ایکرز و رابرت ویلیام پل ، همچون برادران لومیر در فرانسه ،پایه گذار سنتی در سینمای انگلستان هستند.

در سال 1897 برخی از فیلمبرداران  فیلمهای خبری در انگلستان که به شیوه فیلمبرداران لومیر از وقایع روز فیلم می گرفتند ، یک رویداد را از چند دیدگاه متفاوت ضبط می کردند که رفته رفته  به پیدایش الگویی ساده در تدوین انجامید و زمینه ای برای خلق تداوم در ساختار فیلم شد.

از معروف ترین شخصیت های مبتکر در مکتب برایتون ، می توان به جورج آلبرت اسمیت و جیمز ویلیامسون اشاره کرد که هردو متخصص عکس های پرتره بودند.

آلبرت اسمیت از سال 1897 با ساختن فیلم های تروکاژی و شعبده بازی ، نظیر فیلمهای اولیه ژرژ ملیس فعالیت فیلمسازی خود را آغاز نمود و هر چند تخصصی در تئاتر نداشت ، اما عکاسی ماهر بود و پرتره را بخوبی می شناخت  و همانگونه که در آثارش پیداست ، او در آغاز پیرو ملیس بوده است .

اشعه ایکس ،( 1897) فیلمبرداری از یک روح ( 1898) نمایشگاه عکس در تسخیر ارواح ( 1899) علاء الدین و چراغ جادو ( 1899) در زمره فیلمهای اولیه آلبرت اسمیت هستند.

با نگاهی به آثار تولید شده در سال 1900 در انگلستان و در مکتب برایتون ، از نظر ساختار سینمایی ، آثاری نمونه و پیشرو در زمان خود هستند ، به این دلیل که این ساختار ها بصورت منطقی و بر اساس تاکید بر حالات چهره ها و حرکات شخصیت ها خلق شده اند.

از جمله ابتکارات سینمایی آلبرت اسمیت ، می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

1-     میان برش ( Entetcut)

2-     نمای نزدیک  و درشت در فیلم داستانی

3-     نمای نقطه نظر (P.O.V)

4-     شیوه فوکوس کشی از حالت وضوع به حالت محو برای انتقال زمان

به هر حال ، آلبرت اسمیت با ابداع روش های ذکر شده و تجربه در آثار خود ، برای نخستین بار تحولی نوین در هنر تدوین و هنر فیلمسازی بوجود آورد و نام خود را در تاریخ سینما  بعنوان ابداع کننده این روش های دکوپاژی به ثبت رساند.

  منابع:(زیبایی شناسی ، تاریخ و نظریه های تدوین فیلم ، نوشته دکتر احمد ضابطی جهرمی)

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:46 |
رقص محبت مادر  نام فیلمنامه ای است که در سال گذشته توسط  علی کاظم - نادری  در سه اپیزود به نگارش در آمده و جهت ساخت بمناسبت روز مادر  به مرکز هنرهای تصویری حوزه هنری ارائه شده است.

این فیلمنامه که موافقت ضمنی  جهت ساخت در سال گذشته توسط خود نویسنده  را از سوی حوزه هنری  کسب کرده است   بعد از باز نویسی مجدد  هم اکنون مراحل پیش تولید  را می گذراند و با مشخص شدن عوامل تولید در اولین فرصت بزودی جلو دوربین خواهد رفت.

+ نوشته شده توسط علی کاظم نادری در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 12:26 |
نيازمنديها و آگهي رايگان درجه1
http://img6.img98.com/out.php/i58354_1.png -----------------------------------------------------------------